تبليغاتX
هوسم

جک.مسیج عاشقانه.حدیث.مطالب جالب و کلی مطلب در مورد شهرم رودسر

به نام خدا...


 

((خدمات اینترنتی هوسم  رودسر))

*ارایه دهنده کلیه خدمات کامپیوتری

*تایپ

*تحقیق

*رایت سی دی ودی وی دی

*فروش انواع نرم افزار

*فروش جدید ترین بازیهای کامپیوتری و پلی استیشن ۱و۲

آدرس:

رودسر ـ پاساژ پناهی ـ طبقه دوم ـ هوسم نت رودسر

                تلفن تماس: ۰۹۱۱۹۴۴۳۷۶۸               ۰۱۴۲۶۲۲۶۹۲۲

               به مدیریت :علی لمعه رودسری      


نویسنده : علی رودسری
تاریخ : سه شنبه 1389/09/02
زمان : 10:51


sms anti boy %5Bwww.3sotdownload.com%5D سري دوم اس ام اس های ضد حال و حالگیری پسر

مرد آمد و دردی به دل عالم شد ، از روز اول قسمت زن ها غم شد در دفتر خاطرات حوا خواندم جانم به لبم رسید تا آدم ، آدم شد.

 -_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

 بیچاره پسرها اگه تیپ بزنن برن بیرون میگن با کی قرار داری؟ اگه لباسهای معمولی بپوشن میگن اصلا سلیقه نداری اگه زیاد بگن دوستت دارم . میگن باز چه نقشه ای تو سرته اگه نگن دوست دارم میگن پای کس دیگه ای وسطه اگه زیاد بهتون زنگ بزنن میگن اعتماد نداری اگه یه مدت زنگ نزنن میگن سرت خیلی شلوغه اگه تو خونه زیاد بخندن میگن لوس شدی اگه نخندن میگن چه مرگته عاشق شدی اگه شام بخوان میگن همش به فکر شکمتی اگه شام نخوان میگن چی کوفت کردی

 -_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

 مردها ۳ تا آرزو دارند:

۱٫ اونقدر که مادرشون میگه، خوش تیپ باشن

۲٫ اونقدر که بچه شون میگه، پولدار باشن

۳٫ اونقدر که زنشون شک داره ، زن داشته باشن

 -_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

 گفت مردی به همسرش روزی…. من بمیرم چگونه خواهی زیست؟ گفت: از چند و چون آن بگذر…. تو بمیری برای من کافیست

 -_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

 یه خبر خوب . اگه ۲ روز دیگه صبر کنی تو هم می تونی برقصی . البوم جدید اندی تا پس فردا به بازار می یاد: مونگولا باید برقصند

 -_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

 خیلی سعی کردم بیام ببینمت ولی بلیت باغ وحش گیرم نیومد……………..

 -_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

 وقتی به قیافه تو فکر می کنم……………………به شوخ طبعی خدا پی می برم

 -_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

 تو هم می خوای بری …فقط تو مونس دلم بودی …فقط تو فضای دلم را پر کرده بودی ….تو هم برو ای گوز

 -_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

 آرزوی کی چیه؟ جوجه تیغی: نازش کنن. پاندا: عکس رنگی بگیره. گوسفند: جلوی وانت بشینه. خر: نمیگم تا داغ دلت تازه نشه.

 -_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

 بلوتوث قلبت رو روشن کن

می خوام تمام وجودمو برات سند کنم.

.

.

.

ها ها ها

ویروس داشت

الان می میری ….!

 -_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

 عزیزم به اندازه تک تک سلولهای بدنم دوستت دارم

از طرف تک سلولی

 -_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

 اسمت را روی کاه نوشتم خراب شد اسمت را روی شمع نوشتم آب شد اسمت را روی قلبم نوشتم شکست ……..بروبابا توهم با این اسمت

 -_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

 اگه خوابیدی بیدار شو اگه بیداری بشین اگه نشستی بلند شو راه برو اگه راه میری بلند شو پشتک بزن و خوشحال باش که از طرف من واست اس ام اس اومده

 -_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

 می دونی شباهت تو با گل چیه ؟

هر دو تون عشقین با این تفاوت که گل عشق زنبور عسله ولی تو عشق مگس

 -_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

 اسمان را ستاره زیبا میکند

باغچه را گل

عشق را محبت

بیابان را چمن

چشم را اشک

و تو را عمل کردن دماغ زیبا میکند

 -_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

 می دونی چرا دوست دارم با تو برم ماهی گیری چون هیچ کس مثل تو کرم نداره

 -_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

 باغ گل رز با یه سبد ستاره میدم بهت ببر سر چهار راه بفروش سودشم نصف نصف

 -_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

 از یه دختر می‌پرسن: چرا شما به پسرا میگین BF؟ میگه: آخه مخفف کلمات: بدبخت فلک زده است!

 -_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

 می دونید سریعترین راه به چنگ آوردن قلب یک مرد چیه ؟ پاره کردن سینه اش با یک کارد آشپزخانه

 -_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

 مواد لازم برای درست کردن مرد:مواد خود را حرام نکنید………مرد ها درست شدنی نیستند

 -_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

 دقت کردید که همه چیزهای خوب خانم هستند: خورشید خانم، پروانه خانم، مهتاب خانم! اما همه چیزهای بد آقا هستند: آقا دزده، آقا گاوه، آقا گرگه!!!

 -_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

 چرخه ی زندگی مردهای امروزی: بچگی : مامان ذلیل جوانی: دوست دختر ذلیل میان سالی: زن ذلیل پیری: بچه ذلیل مرگ: ذلیل مرده

 -_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

 تفاوت قلب دختران و پسران! قلب پسرها مثل پارکینگی است که هیچ وقت تابلوی ظرفیت تکمیل بر در آن دیده نمیشود و اما قلب دخترها مانند فرودگاهی است که مدت ماندن یک هواپیما در آن بستگی به فرود هواپیمای بعدی دارد

 -_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

 آیا می دانید که تفاوت پیر دختر با پیر پسر چیست؟ اولی موفق نشده ازدواج کنه ولی دومی موفق شده ازدواج نکنه

 -_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

 زن خوب تو دنیا مثلا دایناسوره که نسلش منقرض شده ، ولی مرد خوب مثل سیمرغ ، که از اول هم افسانه بوده

 -_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

 فرق باطری با مرد چیست؟ باطری اقلا یک قطب مثبت داره ولی مرد هیچ چیز مثبتی نداره

 -_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-


نویسنده : علی رودسری
تاریخ : سه شنبه 1390/09/01
زمان : 11:59
**** اس ام اس منت کشی ****


منو ببخش تنهام نزار ، برای آخرین بار

تنهام نزار ، بی من نرو ، نگو خدانگهدار

**** اس ام اس منت کشی ****

اینقدر نگو : اگه ببخشم کوچک می شوم ، اگه با گذشت کردن کسی کوچک می شد ، خدا اینقدر بزرگ نبود .

**** اس ام اس منت کشی ****رام بمون ، بهونه باش برای دل سپرد/نزار که آرزوم بشه یه روزی بی تو مردن

**** اس ام اس منت کشی ****ار

تنهام نزار ، بی من نرو ، نگو خدانگهدار

**** اس ام اس منت کشی ****

اینقدر نگو : اگه ببخشم کوچک می شوم ، اگه با گذشت کردن کسی کوچک می شد ، خدا اینقدر بزرگ نبود .

**** اس ام اس منت کشی ****

برام بمون ، بهونه باش برای دل سپرد/نزار که آرزوم بشه یه روزی بی تو مردن

**** اس ام اس منت کشی ****

منو ببخش که درخشیدی و من چشمامو بستم

منو بخشیدی و من چشمامو بستم

تو به پای من نشستی و جدا از تو نشستم

که نیاوردی به روم هر جا دلت رو می شکستم

منو ببخش ، منو ببخش …..

**** اس ام اس منت کشی ****

منو ببخش عزیزم که از تو می گریزم
می سوزم و خاموشم تو خودم اشک می ریزم….
منو ببخش اگه خیلی بهت بدی کردم …

**** اس ام اس منت کشی ****

گر تو را از ابلهی کردم رها ، برمن ببخش/بر سر پیمان نه بر مهر و وفا ، بر من ببخش

راه ورسم عاشقی را نا بلد چون کودکان/اشتباه و ناروا کردم خطا ، بر من ببخش

**** اس ام اس منت کشی ****

من رو ببخش نه به خاطر اینکه من لایق بخشش هستم بلکه تو لایق ارامش هستی من ارامش تو رو حتی به ارامش خودم نیز ترجیح میدم

**** اس ام اس منت کشی ****

منو ببخش که نادیده گرفتم التماس اون نگاه نگرون رو

منو ببخش که گرفتم به جای دست عاشق تو دست عشق دیگرون رو

**** اس ام اس منت کشی ****

اگه راهم این روزا از تو یکم دوره ببخش
توی زندگی آدم یه وقتا مجبوره ببخش

**** اس ام اس منت کشی ****

اون منم که عاشقونه شعر چشماتو می گفتم
هنوزم خیس می شه چشمام وقتی یاد تو می افتم
هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره
هنوزم می گم خدایا کاشکی برگرده دوباره

**** اس ام اس منت کشی ****

مرا ببخش که همیشه می گویم دوستت دارم / مرا ببخش اگر می بینم که نیستی و باز هم از آن چه نباید ، می گویم / مرا ببخش اگر دل داده گی ات را برای خود می خواهم /من آن یار بی غم نیستم

**** اس ام اس منت کشی ****

منو ببخش بخاطر همه ی محبت های بیجا ، منو ببخش بخاطر همه کم محبتی هام
منو ببخش بخاطر همه ی دیدنت ها ، منو ببخش بخاطر همه ی نادیده گرفتنهات
منو ببخش بخاطر همه ی توجه کردن های بیجام ، منو ببخش بخاطر ندیدن همه ی توجه هات
منو ببخش بخاطر همه ی دوست داشتنت هام ، منو ببخش بخاطر همه ی دوست داشتنم هات


نویسنده : علی رودسری
تاریخ : سه شنبه 1390/06/15
زمان : 19:58
اس ام اس قطع رابطه سری جدید!


ترا از دور می بوسم به چشمی تر خداحافظ

مرا باور نکردی می روم دیگر خداحافظ

مرا لایق ندیدی تا بپرسی حال و روزم را

برو با دیگران ای بی وفا دلبر خداحافظ

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

واپسین لحظه دیدار ، منو دست گریه نسپار ، توی تردید شب خدا نگهدار ، اگه خوابم اگه بیدار ، تو ی این فرصت تکرار ، بگو عاشقی برای آخرین بار

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

هنوز نیامده ای خداحافظ ؟ تقصیر تو نیست ، همیشه همین گونه بوده ، برو اما من پشت سرت نه دست که دل تکان می دهم

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خداحافظ ای ماه شبهای تارم

خداحافظ ای درد جانسوز جانم

خداحافظ ای عشق روزای خوبم

خداحافظ ای شور و شوق حضورم

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

آمدی چه زیبا ، گفتم دوستت دارم چه صادقانه ، پذیرفتی چه فریبنده ،  نیازمندت شدم چه حقیرانه ، به خاطر یک کلمه مرا ترک کردی چه ناجوانمردانه ، واژه غریب خداحافظ به میان آمد چه بی رحمانه ، و من سوختم چه عاشقانه ،

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

میگویم سلام ، هیچکس جوابم را نمیدهد ، پس خدانگهدار میگویم شاید از سر اتفاق ، یک نفر دست هایش تکان بخورد .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

 

شرر زدی جگرم ، نازنین خداحافظ

 

شکست بال و پرم ، نازنین خداحافظ

 

دوان به سوی توبودم ، که از جفا تیری

 

زد عشق بر کمرم ، نازنین خداحافظ

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

برو باشد ولی من هم خدا و عالمی دارم ، من از دنیا گله مندم که از مهر تو کم دارم ، ببین یک خواهشی دارم مرا در خود کمی حل کن ، نگو رفتم خداحافظ کمی دیگر معطل کن .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟

چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟

خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم

خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی !!!

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

بیخودی متاسف نباش

تو آمده بودی که بروی اصلا!

تو چه می دانی چه ترسی ست

ترس از کوچه ی بعد از خداحافظ؟

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

این قصه هم رسیده به پایان خداحافظ

جان شما و خاطره هامان خداحافظ

من میروم بدون تو اما دعایم کن

در اولین تراوش باران خداحافظ

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

خداحافظ برای تو چه آسان بود

ولی قلب من از این واژه لرزان بود

خداحافظ برای تو رهایی داشت

برای من غم تلخ جدایی داشت

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

طعم ِ خیس ِ اندوه و اتفاق ِ افتاده

 

یک … آه ! … خداحافظ   یک فاجعه ی ساده

 

خالی شدم از رویا ، حسی منو از من برد

 

یه سایه شبیه من ، پشت  پنجره پژمرد

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

خدا لعنت کند بر واژه ها  حتی خداحافظ !

که یعنی آتشی افتاده در من با خداحافظ !

سکوت افتاده مثل رعشه ای بر استخوانهایم

شبیه موج سرد ساحل دریا خداحافظ

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ترا از دور می بوسم به چشمی تر خداحافظ

مرا باور نکردی می روم دیگر خداحافظ

مرا لایق ندیدی تا بپرسی حال و روزم را

برو با دیگران ای بی وفا دلبر خداحافظ

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

واپسین لحظه دیدار ، منو دست گریه نسپار ، توی تردید شب خدا نگهدار ، اگه خوابم اگه بیدار ، تو ی این فرصت تکرار ، بگو عاشقی برای آخرین بار

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

هنوز نیامده ای خداحافظ ؟ تقصیر تو نیست ، همیشه همین گونه بوده ، برو اما من پشت سرت نه دست که دل تکان می دهم

 

 

 

 

 

 

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

خداحافظ ای ماه شبهای تارم

خداحافظ ای درد جانسوز جانم

خداحافظ ای عشق روزای خوبم

خداحافظ ای شور و شوق حضورم

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

آمدی چه زیبا ، گفتم دوستت دارم چه صادقانه ، پذیرفتی چه فریبنده ،  نیازمندت شدم چه حقیرانه ، به خاطر یک کلمه مرا ترک کردی چه ناجوانمردانه ، واژه غریب خداحافظ به میان آمد چه بی رحمانه ، و من سوختم چه عاشقانه ،

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

 

 

 

میگویم سلام ، هیچکس جوابم را نمیدهد ، پس خدانگهدار میگویم شاید از سر اتفاق ، یک نفر دست هایش تکان بخورد .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

 

شرر زدی جگرم ، نازنین خداحافظ

 

شکست بال و پرم ، نازنین خداحافظ

 

دوان به سوی توبودم ، که از جفا تیری

 

زد عشق بر کمرم ، نازنین خداحافظ

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

برو باشد ولی من هم خدا و عالمی دارم ، من از دنیا گله مندم که از مهر تو کم دارم ، ببین یک خواهشی دارم مرا در خود کمی حل کن ، نگو رفتم خداحافظ کمی دیگر معطل کن .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟

چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟

خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم

خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی !!!

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

بیخودی متاسف نباش

تو آمده بودی که بروی اصلا!

تو چه می دانی چه ترسی ست

ترس از کوچه ی بعد از خداحافظ؟

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

این قصه هم رسیده به پایان خداحافظ

جان شما و خاطره هامان خداحافظ

من میروم بدون تو اما دعایم کن

در اولین تراوش باران خداحافظ

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

خداحافظ برای تو چه آسان بود

ولی قلب من از این واژه لرزان بود

خداحافظ برای تو رهایی داشت

برای من غم تلخ جدایی داشت

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

طعم ِ خیس ِ اندوه و اتفاق ِ افتاده

 

یک … آه ! … خداحافظ   یک فاجعه ی ساده

 

خالی شدم از رویا ، حسی منو از من برد

 

یه سایه شبیه من ، پشت  پنجره پژمرد

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

خدا لعنت کند بر واژه ها  حتی خداحافظ !

که یعنی آتشی افتاده در من با خداحافظ !

سکوت افتاده مثل رعشه ای بر استخوانهایم

شبیه موج سرد ساحل دریا خداحافظ

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *





نویسنده : علی رودسری
تاریخ : شنبه 1390/01/20
زمان : 11:20
جک و اس ام اس های جدید kiss


حیف نون آزمایش ادرارش گم می شه، به متصدیه آزمایشگاه می گه بله دیگه ! مملکت بخور بخوره!
 


به حیف نون می گن متاهلی یا مجرد؟ می گه: به نام خدا، کشاورزم!
 


حیف نون دست می اندازه دور گردن نامزدش، بلد نیست چی بگه، می گه عزیزم دوست داری گردنتو بشکونم؟!
 


مردی با افتخار گفت: زن من یك فرشته است مرد دیگری جواب داد: خوش به حالت، زن من هنوز زنده است!
 


حیف نون زن ژاپنى می گیره، هر وقت بهش نگاه می كنه می گه اگه خوابت میاد برو بخواب!
 


از یه روانپزشک پرسیدم: شما چه طور متوجه می شید که یه فرد روانی به بستری شدن احتیاج داره؟ گفت: ما وان حمام را پر از آب می کنیم، یه قاشق چایخوری، یه فنجان، و یک سطل جلوی روانی می گذاریم و ازش می خواهیم وان را خالی کند.
من گفتم: آدم سالم سطل رو انتخاب می کنه، چون بزرگ تره.
روانپزشک گفت: نه! آدم سالم درپوش چاه وان رو بر می داره... شما دوست داری تختت زیر پنجره باشه؟
 


نصیحت حیف نون به زنش: هر وقت یه سوسک تو دستشویی دیدی با دمپایی فورا نکوب رو سرش... بی توجه از بغلش رد شو... این کار از صدتا فحش براش بدتره!
 


به حیف نون می گن: خیلى آقایى.
می گه:عمرا!
 


به آقای دست و دل باز می گن بیا بریم روضه. می گه مرسی، من شام خوردم!
 


حیف نون پاش خواب می ره، کفشاشو می دزدن!
 


یه اصفهانی یک خوشه انگور را به خانه برد و به زن و فرزندانش هرکدام یک دانه داد. بچه ها گفتند: بابا جان چرا یک دانه؟ مرد جواب داد: عزیزانم! بقیه اش هم همین مزه را می دهد!
 


حیف نون به دنبال جنازه‌ی یكی از ثروتمندان می‌رفت و با صدای بلند گریه می‌كرد. یكی به او دالداری داد و گفت: "این مرحوم چه نسبتی با شما داشت؟"
حیف نون جواب داد: "هیچ! علت گریه‌ی من هم همین است!"
 


روزی حیف نون ادعای كرامت كرد.
گفتند "دلیلت چیست؟"
گفت: "می‌توانم بگویم الساعه در ضمیر شما چه می‌گذرد؟"
گفتند: "اگر راست می‌گویی بگو."
گفت: "همه‌ی شما در این فكر هستید كه آیا من می‌توانم ادعایم را ثابت كنم یا نه!"
 


حیف نون تو دادگاه محاکمه می‌شد. وکیل مدافع هنگام دفاع ازش گفت: «آقای قاضی! مردی که شما محاکمه‌اش می‌کنید پدری مهربان، انسانی شریف، آدمی‌با وقار، مردی درست کار و پاکدامن و شهروندی با انضباط و مطیع قانون است.» حیف نون در این هنگام به وکیلش اعتراض کرد و گفت: «آقای وکیل! تو از من پول گرفته‌ای، حالا داری از یک نفر دیگر دفاع می‌کنی؟»

 

حیف نون می ره دکتر، می گه آقای دکتر من چشمام ضعیفه. دکتر می گه تا چه حد ضعیفه؟ حیف نون می گه شما اون مگسی رو که روی دیواره می بینین؟ من نمی بینمش!


معلم: فعل کشیدن را صرف کن.
شاگرد: کشیدم کشیدی پاره شد!


حیف نون سوار مترو می شه، تفنگ در میاره به راننده مترو می گه یالا برو دوبی!
 


حیف نون می ره دستشویی، می زنه آفتابه رو لتو پار می کنه.
بهش می گن: چرا آفتابه رو این جوری کردی؟
می گه: برام ژست گرفته بود!


به بزه می گن چرا زنگولت صدا نمی کنه؟ می گه گذاشتمش رو ویبره!


حیف نون می گوزه سرش می خوره به دیوار دستشویی، می گه لامسب تو دنده بود!


حیف نون می افته توی چاه، می گه خدا رو شکر تهش سوراخ نبود!


دانش آموزی داشت سر کلاس چیزی می خورد، معلم پرسید چی می خوری؟ گفت: نمی خورم! آلو خشک رو گذاشم توی دهانم تا خیس شه زنگ تفریح بخورم!


تومراسم ختم بلندگو می گه: مرحوم وصیت کرده سیاه نپوشین. حیف نون داد میزنه: مرحوم غلط کرده! ما به احترامش می پوشیم!


اصفهانیه آب معدنی می خره، به زنش می گه حاج خانم آب بریز توش، این خیلی غلیظه!
 


دو تا آبادانی به هم می رسن. اولی می گه: جات خالی... دیروز رفتم شکار، هفت تا خرگوش، چهار تا آهو و سه تا شیر شکار کردم.
دومی می گه: همش همین؟
اولی می گه: بابا! آخه با یک تیر مگه بیشتر از اینم می شه؟
دومی می گه: تازه تفنگ هم داشتی؟

 

اصفهانیه می خواسته خودکشی کنه، دو تا قرص آسپرین می خوره!



دیوانه اولی: من وقتی رو کله ام وامیستم خون توی سرم جمع میشه، ولی وقتی روی پاهام وامیستم، خون تو پاهم جمع نمی شه، می دونی چرا اینجوریه؟
دیوانه دومی: خوب معلومه، چون پاهات مثل کله ات تو خالی نیستند!!!
 


ترکه می ره نون سنگک بگیره، نانوا می گه: اینجا چیکار می کنی؟
ترکه می گه: تو ترکم!
 


بچه از باباش می پرسه: بابا! تو بهشت زنها از شوهراشون جدا زندگی می کنند یا با هم هستن؟
باباهه می گه: بچه جون! اگه زنها با شوهراشون یک جا باشن که اونجا دیگه بهشت نمی شه!


حیف نون می ره کارخانه چوب بری استخدام بشه، آقاهه می پرسه: سابقه ای تو کار چوب بری داره؟
حیف نون می گه: من می تونم درختای گردو به قطر یک متر رو در مدت یک دقیقه با تبر قطع کنم!
آقاهه خیلی تحت تاثیر قرار می گیره، می گه: این همه تجربه رو از کجا آوردی؟
حیف نون می گه: از کویر لوت!
آقاهه می گه: مرد حسابی! کویر لوت درخت گردوش کجا بود؟!
حیف نون می گه: پس فکر کردی واسه چی دیگه اونجا درخت گردو پیدا نمی شه؟!
 


معلم: کی می دونه چرا هواپیما پروانه داره؟
رضا: آقا اجازه؟ برای اینکه خلبان عرق نکنه!
معلم: از کجا فهمیدی؟
رضا: آقا اجازه؟ یه دفعه که ما داشتیم فیلم تماشا می کردیم، دیدیم که وقتی پروانه هواپیما از کار افتاد، خلبانه خیس عرق شد!
 


نویسنده : علی رودسری
تاریخ : چهارشنبه 1389/12/25
زمان : 18:36
آیا میدانستید که


 آیا میدانستید که تـنها در طول زمانی که این جمله را می خوانید در حدود 50 هزار سلول بدنتان میمیرد و سلول های جدید جایگزین آن می شود ؟


آیا میدانستید که
در طـول یـک ساعت قلب شما آنقدر سخت کار می کند کـه مــی تـــوانــد انرژی حمل یک جسم یک تنی به اندازه یک کیلومتر از سطح زمین را تامین کند ؟

آیا میدانستید که اولین دوقلوهای آزمایشگاهی اولین بار در سال 1981 به دنیا آمدند ؟

آیا میدانستید که اگر سلول های موجود بر روی پوست بدن انسان را به دنبال هم بچینیم، طول آن به 45 مایل خواهد رسید ؟

آیا میدانستید که در طول یک سال، قلب یک انسان عادی 40 میلیون بار می تپد ؟

آیا میدانستید که بیشتر انسانها در یک دقیقه 25 مرتبه پلک می زنند و بطور میانگین هر انسان سالانه بیش از
۱3
میلیون مرتبه پلک می زند ؟

آیا میدانستید که معده شما باید هر دو هفته یکبار ماده مخاطی جدید ترشح کند در غیر اینصورت خودش را هضم خواهد کرد ؟

آیا میدانستید که شش سمت چپ کوچکتر از شش سمت راست است تا فضایی برای قلب ایجاد شود ؟

آیا میدانستید که جراحی چشم یکی از پیشرفت های چشمگیر در طب باستان به شمار می رود ؟

آیا میدانستید که عطسه در هنگام خارج شدن از دهان، سرعتی بالغ بر 100 مایل بر ساعت دارد ؟

آیا میدانستید که اگر بدن شما خشک و یخ زده شود 10% به وزن آن اضافه خواهد شد که این مقدار وزن اضافی را مایکرو ارگانیسم هایی که بر روی بدن قرار دارند، تشکیل می دهند ؟

آیا میدانستید که براساس آمارهای اخیرسازمان جهانی سلامتی، روزانه در حدود 100 میلیون فعالیت جنسی رخ میدهد؟

آیا میدانستید که زمانیکه گوشت و شیر را با هم می خورید، بدن به هیچ وجه کلسیم شیر را جذب نمی کند و بهتر است میان مصرف گوشت و شیر حداقل 2 ساعت فاصله باشد ؟

آیا میدانستید که هر انسان در حدود نیم ساعت یک تک سلولی بوده است ؟

آیا میدانستید که ما یک داروخانه کامل در بدن خود داریم و می توانیم هر دارویی را در بدن خود تولید کنیم ؟

آیا میدانستید که طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست ؟

آیا میدانستید که محـقـقان اخیـراً بـه ایـن نتیجه رسیده اند که کلیه انسان 500 عملکرد متفاوت دارد ؟

آیا میدانستید که ساختمان عملکرد دست وال، سگ، پرندگان (بال ها) و انسان دقیقاً مشابه است ؟

آیا میدانستید که سریع ترین عضله بدن انسان زبان اوست ؟

آیا میدانستید که شبکه چشم
۱۳۵
میلیون سلول احساس دارد که مسئولیت گرفتن تصاویر و تشخیص رنگها را بر عهده دارد ؟

آیا میدانستید که چشم انسان حدود
۱۳۵
میلیون سلول بینایی دارد که معادل یك دوربین 135 مگاپیكسل عمل می كند ؟

آیا میدانستید که چشم سالم انسان میتواند ده میلیون رنگ را مختلف را ببیند و آنها را از یکدیگر تمیز دهد ؟

آیا میدانستید که گوش و بینی شما در تمام طول عمر به رشد خود ادامه می دهند ؟

آیا میدانستید که چشم‌های ما از بدو تولد همین اندازه بوده‌اند، اما رشد گوش و بینی ما هیچ‌وقت متوقف نمی‌شوند ؟

آیا میدانستید که دندان تنها بخش از بدن انسان است که ترمیم نمی شود ؟

آیا میدانستید که شواهد نشان داده است که انسان از هفتاد هزار سال پیش لباس بر تن می کرده است ؟

آیا میدانستید که عمر مفید انسانها در کف دستشان اینگونه (
۸۱ ۱۸ = ۶۳)
نوشته شده است ؟

آیا میدانستید که ضریب هوشی انسان های معمولی بین
۸۵ تا ۱۰۵
است ؟

آیا میدانستید که هر تار موی انسان میتواند تا وزن
۱۰۰
گرم رشد کند ؟

آیا میدانستید که یک انسان نهایتا میتواند با سرعت
۳۵
کیلومتر در ساعت بدود ؟

آیا میدانستید که کالبد شکافی انسانهای جدید بسیار بیشتر از انسانهای قدیمی طول میکشد ؟

آیا میدانستید که انسان با خوردن
۲۰
نیش از زنبور عسل در آن واحد خواهد مرد ؟

آیا میدانستید که هر انسان میتواند
۱ دقیقه نفس خود را حبس کند و رکوردش در جهان ۸۵
ثانیه است ؟

آیا میدانستید که وزن اسکلت انسان بالغ
۱۳ تا ۱۵
کیلوگرم است ؟

آیا میدانستید که انسان اولیه (ناندرتال ها) و اجداد اولیه انسان هر دو در یک زمان در اروپا بودند ؟

آیا میدانستید که یک انسان
۸
ثانیه بعد از قطع گردن هنوز به هوش است ؟

آیا میدانستید که لایه بیرونی پوست انسان هر
۲
هفته یکبار با سلولهای جدید تعویض میشود ؟

آیا میدانستید که انسان
۹
هزار سال پیش از میلاد برای اولین بار به کشاورزی پرداخت ؟

آیا میدانستید که دویست میلیون موجود زنده روی زمین وجود دارد که انسان یکی از آنها است ؟

آیا میدانستید که کبد انسان در
۳۰۰ تا ۵۰۰
روز نو میشود، یعنی اینکه از سلولهای جدیدی برخوردار میشود ؟

آیا میدانستید که تقریبا
۶۵
٪ وزن انسان را اکسیژن تشکیل میدهد ؟

آیا میدانستید که انسان برای اولین بار در
۱۷۸۳ پرواز را تجربه کرد و توانست ۸
کیلومتر با بالن پرواز کند ؟

آیا میدانستید که جنین انسان بعد از
۱۷
هفته (4 ماه) می تواند خواب هم ببیند ؟

آیا میدانستید که تنها موجودای که میتواند به پشت بخوابد انسان است ؟

آیا میدانستید که بدن یک انسان در طول عمرش به طور متوسط 1300 لیتر عرق تولید میکند ؟

آیا میدانستید که انسان‌های راست دست به طور میانگین
۹
سال بیش از چپ دست‌ها عمر می‌کنند ؟

آیا میدانستید که کره زمین از
۱۰۲ عنصر بوجود آمده و این ۱۰۲
عنصر در بدن انسان وجود دارد ؟

آیا میدانستید که حس بویایی انسان قادر به دریافت و تشخیص ده هزار بوی متفاوت است ؟

آیا میدانستید که حدود 10 درصد وزن بدن انسان (بدون آب) را باكتریها تشكیل میدهند ؟

آیا میدانستید که از دست دادن تنها 1% از آب بدن موجب تشنگی میشود ؟

آیا میدانستید که بیشتر سردردهای معمولی از کم نوشیدن آب است ؟

آیا میدانستید که ناخن‌های انگشتان دست، تقریبا چهار برابر ناخن‌های پا رشد می‌کنند ؟

آیا میدانستید که قد انسان تا 20، 25 سالگی و گاها 40 سالگی بلند می‌شود و از چهل سالگی به بعد، قد انسان هر دو سال حدود 6 میلی‌متر كوتاه می‌شود ؟

آیا میدانستید که دهان انسان روزانه یك لیتر بزاق تولید می‌كند ؟

آیا میدانستید که وزن پوست بدن انسان بالغ بر
۲/۷
کیلوگرم (دو و هفت دهم) است ؟

آیا میدانستید که کمبود خواب، زودتر از کمبود غذا موجب مرگ انسان می‌شود ؟

آیا میدانستید که انسان در سال 3000 قد متوسط 2 متر و 120 سال عمر و پوست قهوه‌ای خواهد داشت ؟

آیا میدانستید که هر چروک ایجاد شده در ابرو نتیجه 200000 اخم است ؟

آیا میدانستید که عمر پرزهای چشایی انسان از 7 تا 10 روز است ؟

آیا میدانستید که اندازه قلب هر فرد به اندازه مشت اوست ؟

آیا میدانستید که قلب انسان بطور متوسط 100 هزار بار در سال میتپد ؟

آیا میدانستید که قلب انسان هنگام تپیدن میان دو تپش استراحت میکند این یعنی اگر فرد 70 سال عمر کرده باشد قلبش به اندازه 40 سال استراحت کرده است ؟

آیا میدانستید که وزن اسکلت انسان بالغ بر 13 تا 15 کیلوگرم است ؟

آیا میدانستید که انسانهای امروزی بطور متوسط شش سال از عمر را تلویزیون نگاه می کنند و شش سال را هم صرف غذا خوردن میکنند و یک سوم از عمر را هم در خوابند ؟

آیا میدانستید که مغز انسان تنها
۲ درصد از وزن انسان را تشکیل می دهد ولی ۲۵
درصد اکسیژن دریافتی بدن را به تنهایی مصرف می کند ؟

آیا میدانستید که مغز بیشتر انرژی را در بدن مصرف میکنند به همین دلیل هم از سایر نقاط بدن گرمتر است ؟

آیا میدانستید که مغز یک انسان در طول یک روز بیشتر از تمام تلفن های جهان به سلول ها پیام عصبی می فرستد ؟

آیا میدانستید که پیام های عصبی با سرعتی برابر با 170 مایل در ساعت به مغز رسیده و از مغز به سلول های عصبی می رسند ؟

آیا میدانستید که مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی است که تلویزیون می بینید ؟

آیا میدانستید که بطور متوسط یک انسان در طول زندگی خود در حدود
۴۴
پوند گرد و خاک را تنفس می‌کند ؟

آیا میدانستید که در تمام انسانهای كره زمین 999 % شباهت ژنتیكی وجود دارد ؟

آیا میدانستید که طول رگهای بدن انسان پانصد و شصت هزار كیلومتر است ؟

آیا میدانستید که در یک سانتی متر پوست شما
۱۲ متر عصب و ۴
متر رگ و مویرگ است ؟

آیا میدانستید که در هـر 3 سانتی متـر از پوست، 4 هزار بافت عصبی، 1300 سـلول عصبی، 100 غده عرق، 3 میلیون سلول، و 3000 رگ خونی وجود دارد ؟

آیا میدانستید که اگر رگ های خونی موجود در 5 سانتی متر از پوست را در امتداد هم قرار دهیم، طول آن به 20 فوت می رسد ؟

آیا میدانستید که اگر تمام رگهای خونی را در یك خط بگذاریم تقریبا 97000 كیلومتر میشود ؟

آیا میدانستید که بدن انسان پنجاه هزار كیلومتر رشته عصبی دارد ؟

آیا میدانستید که تنها قسمت بدن که خون ندارد قرنیه چشم است ؟

آیا میدانستید که استرس تا 5 برابر سیستم ایمینی بدن را پایین می آورد ؟

آیا میدانستید که كبد یا جگر تنها عضو داخلی بدن است كه اگر با عمل جراحی قسمتی از آن برداشته شود دوباره رشد میكند ؟

آیا میدانستید که اکثر افراد در کمتر از
۷
دقیقه خوابشان می‌برد ؟

آیا میدانستید که آب دریا بهترین ماسک برای صورت انسان است ؟

آیا میدانستید که ورزش کردن در گرما به کاهش اشتها کمک می‌کند ؟

آیا میدانستید که خطر بیماری قلبی و سرطان ریه در افراد غیر سیگاری که در خانه در معرض دود سیگار اطرافیانشان هستند، بیست و پنج درصد بیشتر از دیگران است ؟

آیا میدانستید که بدن ما به طور مداوم خود را ترمیم می کند هر سه ماه یکبار بافت استخوانی به طور کامل تعویض می شود و هر ماه پوست جدید رشد می کند به راحتی می توانیم فرآیند پیری را به تاخیر بیندازیم ؟

آیا میدانستید که بدن یک انسان معمولی به اندازه کافی شامل: سولفور برای کشتن تمام شپش های بدن یک سگ، کربن برای ساخت 900 مداد، پتاسیم برای آتش زدن یک توپ فوتبال، چربی برای ساختن 7 قالب صابون، فسفر برای درست کردن سر 2200 کبریت و آب برای پر کردن 10 تنگ را دارد ؟

آیا میدانستید که پیشانی انسان مرکز دمای انسان است یعنی اگر شما دمای پیشانیتان را تغییر دهید دمای بدنتان هم به همان انداره تغییر میکند این یکی از دلایلی است که وقتی ما می خواهیم ببینیم که آیا تب داریم یا نه دستمان را روی پیشانی میگذاریم ؟

 


نویسنده : علی رودسری
تاریخ : دوشنبه 1389/12/23
زمان : 9:6
(( مجموعه ای از حکایات ملا نصرالدین ))


 

(( مجموعه ای از حکایات ملا نصرالدین ))


شاید بسیاری از جوانان بگویند، ملانصرالدین دیگه چیه و این قصه ها دیگه قدیمی شده. ولی باید گفت که روایت های ملانصرالدین تنها متعلق به کشور ما و یا مشرق زمین نیست. شاید شخصیت او مربوط به دوران قدیم است ولی پندهای او متعلق به تمام فرهنگ ها و دورانهاست. ملانصرالدین شخصیتی است که داستان هایش تمامی ندارد و هنوز که هنوز است حکایات بامزه ای که اتفاق می افتد را به او نسبت می دهند و حتی او را با بسیاری از موضوعات امروزی همساز کرده اند. در کشورهای آمریکایی و روسیه او را بیشتر با شخصیتی بذله گو و دارای مقام والای فلسفی می شناسند. به هر حال او سمبلی است از فردی که گاه ساده لوح و احمق و گاه عالم و آگاه و حاضر جواب است که با ماجراهای به ظاهر طنزآلودش پند و اندرزهایی را نیز به ما می آموزد.


وظیفه و تکلیف

روزی ملانصرالدین بدون دعوت رفت به مجلس جشنی.
یکی گفت: "جناب ملا! شما که دعوت نداشتی چرا آمدی؟
"
ملانصرالدین جواب داد: "اگر صاحب خانه تکلیف خودش را نمی‌داند. من وظیفه‌ی خودم را می‌دانم و هیچ‌وقت از آن غافل نمی‌شوم
."

شیرینی

روزی ملا از شهری می گذشت، ناگهان چشمش به دکان شیرینی فروشی افتاد به یکباره به سراغ شیرینی ها رفت و شروع به خوردن کرد.
شیرینی فروش شروع کرد به زدن او، ملا همانطوریکه می خورد با صدای بلند می خندید و می گفت: عجب شهر خوبی است و چه مردمان خوبی دارد که با زور و کتک رهگذران را وادار به شیرینی خوردن می کنند
!

خر نخریدم انشاءالله

ملانصرالدین روزی به بازار رفت تا دراز گوشی بخرد.
مردی پیش آمد و پرسید: کجا می روی؟ گفت:به بازار تا درازگوشی بخرم
.
مرد گفت: انشاءالله بگوی
.
گفت: اینجا چه لازم که این سخن بگویم؟ درازکوش در بازار است و پول در جیبم. چون به بازار رسید پولش را بدزدیدند
.
چون باز می گشت، همان مرد به استقبالش آمد و گفت: از کجا می آیی؟

گفت: از بازار می آیم انشاءالله، پولم را زدند انشاءالله، خر نخریدم انشاءالله و دست از پا درازتر بازگشتم انشاءالله!

نردبان

روزی ملا در باغی بر روی نردبانی رفته بود و داشت میوه می خورد صاحب باغ او را دید و با عصبانیت پرسید: ای مرد بالای نردبان چکار می کنی؟
ملا گفت نردبان می فروشم!
باغبان گفت: در باغ من نردبان می فروشی؟

ملا گفت: نردبان مال خودم هست هر جا که دلم بخواهد آنرا می فروشم.

سپر

روزی ملا به جنگ رفته بود و با خود سپر بزرگی برده بود. ولی ناگهان یکی از دشمنان سنگی بر سر او زد و سرش را شکست.
ملا سپر بزرگش را نشان داد و گفت: ای نادان سپر به این بزرگی را نمی بینی و سنگ بر سر من می زنی؟


بچه داری
روزی ملا خواست بچه اش را ساکت کند به همین جهت او را بغل کرد و برایش لالایی گفت و ادا در می آورد، که ناگهان بچه روی او ادرار کرد!
ملا هم ناراحت شد و بچه را خیس کرد
.
زنش گفت: ملا این چه کاری بود که کردی؟

ملا گفت: باید برود و خدا را شکر کند اگر بچه من نبود و غریبه بود او را داخل حوض می انداختم!

عزاداری

روزی ملا در خانه ای رفت و از صاحبخانه قدری نان خواست، دخترکی در خانه بود و گفت: نداریم!
ملا گفت: لیوانی آب بده
!
دخترک پاسخ داد: نداریم
!
ملا پرسید: مادرت کجاست؟

دخترک پاسخ داد: عزاداری رفته است!
ملا گفت: خانه شما با این حال و روزی که دارد باید همه قوم و خویشان به تعزیت به اینجا بیایند نه اینکه شما جایی به عزاداری بروید
!

قبر علمدار

روزی ملا از گورستان عبور می کرد قبر درازی را دید از شخصی پرسید اینجا چه کسی دفن است!
شخص پاسخ داد: این قبر علمدار امیر لشکر است
!
ملا با تعجب گفت: مگر او را با علمش دفن کرده اند؟
!

دانشمند

مردی که خیال می کرد دانشمند است و در نجوم تبحری دارد یک روز رو به ملا کرد و گفت:
خجالت نمی کشی خود را مسخره مردم نموده ای و همه تو را دست می اندازند در صورتیکه من دانشمند هستم و هر شب در آفاق و انفس سیر می کنم
.
ملا گفت: آیا در این سفرها چیز نرمی به صورتت نخورده است؟

دانشمند گفت:اتقاقا چرا؟
ملا با تمسخر پاسخ داد: درست است همان چیز نرم دم الاغ من بوده است!

مرکز زمین

یک روز شخصی که می خواست سر به سر ملا بگذارد او را مخاطب قرار داد و از او پرسید: جناب ملا مرکز زمین کجاست؟
ملا گفت: درست همین جا که ایستاده ای!
"
اتفاقا از نظر علمی هم به علت اینکه زمین کروی شکل است پاسخ وی درست می باشد
."

دم الاغ

یک روز ملا الاغش را به بازار برد تا بفروشد، اما سر راه الاغ داخل لجن رفت و دمش کثیف شد، ملا با خودش گفت: این الاغ را با آن دم کثیف نخواهند خرید به همین جهت دم را برید.
اتفاقا در بازار برای الاغش مشتری پیدا شد اما خریدار تا دید الاغ دم ندارد از معامله پشیمان شد
.
اما ملا بلافاصله گفت: ناراحت نشوید دم الاغ در خورجین است
!

خروس

یک روز شخصی خروس ملا را دزدید و در کیسه اش گذاشت.
ملا که دزد را دیده بود او را تعقیب نمود و به او گفت: خروسم را بده! دزد گفت: من خروس تو را ندیده ام
.
ملا دم خروس را دید که از کیسه بیرون زده بود به همین جهت به دزد گفت درست است که تو راست می گویی ولی این دم خروس که از کیسه بیرون آمده است چیز دیگری می گوید
.

الاغ

روزی ملا الاغش را که خطایی کرده بود می زد.
شخصی که از آنجا عبور می کرد اعتراض نمود و گفت: ای مرد چرا حیوان زبان بسته را می زنی؟

ملا گفت: ببخشید نمی دانستم که از خویشاوندان شماست اگر می دانستم به او اسائه ادب نمی کردم؟!

سطل آب

روزی ملا با سطلش مشغول بیرون آوردن آب از چاه بود که سطل او به درون چاه افتاد.
ملا در کنار چاه نشست. شخصی که از آنجا عبور می کرد از او پرسید: ملا چرا اینجا نشسته ای؟
!
ملا گفت: سطلم درون چاه افتاده نشسته ام تا از چاه بیرون بیاید
!

آرایشگاه

روزی ملا به دکان آرایشگری رفت آرایشگر ناشی بود و سر او را مدام می برید و جایش پنبه می گذاشت.
ملا که از دست او به عذاب آمده بود گفت: بس است دست از سرم بردار، نصف سرم را پنبه کاشتی بقیه را خودم کتان می کارم
!

مادرزن

ملا شنید که مادر زنش را آب برده است. پس بر عکس جهت رودخانه ای که او در آنجا غرق شده بود شروع به را رفتن نمود!
با تعجب از او پرسیدند چرا خلاف جهت آب به دنبال مادر زنت می گردی؟

ملا گفت: چونکه همه کارهای او برعکس بود احتمال می دهم که جنازه اش را هم آب برعکس برده باشد!

مرگ

روزی ملا حسابی مریض شده بود و گمان می کرد که خواهد مرد.
به همین جهت زنش را صدا زد و گفت: برو بهترین لباست را بپوش و خودت را حسابی آرایش کن
!
زن که ناراحت بود به گمان اینکه ملا می خواهد آخرین حرفهایش را به او بزند گریه اش گرفت و گفت: مگر من زن بی وفایی هستم که بخواهم در موقع مردن شوهرم خودم را آرایش کنم؟

ملا به او گفت: نه منظورم چیز دیگری است من می خواهم که اگر عزرائیل سراغ من آمد تو را آراسته ببیند و دست از سر من بردارد!

زن آبستن

زن ملا آبستن بود ولی نمی زائید، همه نگران شده بودند به همین جهت نزد ملا رفتند تا او چاره اندیشی کند!
ملا قدری فکر کرد و سپس چند عدد گردو به آنها داد و گفت: اینکه کاری ندارد، گردو ها به او بدهید تا جلویش بگذارد مطمئن باشید بچه با دیدن آنها زودتر برای خاطر گردو بازی هم که شده بیرون خواهد آمد
!

دندان درد

ملا دندانش درد می کرد دستمالی به صورتش بسته بود، یکی از دوستانش او را دید و گفت: بلا دور است ترا چه شده است؟
ملا گفت: دندانم درد می کند، دوستش گفت اینکه کاری ندارد زودتر آنرا بکش.
ملا گفت: اگر در دهان تو بود می دادم آن را بکشند
!

درد

کسی نزد ملا رفت و به او گفت: موی سرم درد می کند دارویی بده تا خوب شوم.
ملا از او پرسید: امروز چه خوردی؟ مرد گفت: نان و یخ
!
ملا گفت: برو بمیر که نه غذایت به آدمیزاد می ماند نه دردت
!

ستاره شناس

روزی ملا از همسایه اش که مردی دانشمند بود و ستاره شناسی میکرد پرسید فلانی مرا می شناسی؟
مرد گفت: نه!
ملا گفت: تو که همسایه ات را نمی شناسی چطور می خواهی ستارگان را بشناسی؟
!

گرسنگی

روزی ملا از دهی می گذشت گرسنه اش بود به روستائیان گفت: به من غذا بدهید و الا همان بلایی که بر سر ده قبلی آورده ام به سر شما هم می آورم!
روستائیان ترسیدند و او را غذا دادند، ملا پس از آنکه سیر شد و عازم رفتن گردید یکی از روستائیان از او پرسید: به ما بگو با روستای قبلی چه معامله ای کردی؟

ملا خندید و گفت: هیچ غذایم ندادند، رهایشان کردم و به سراغ ده شما آمدم!

پیری

یک روز از ملا پرسیدند که چرا اینقدر پیر شده است؟ ملا با تعجب گفت: که اشتباه می کنید زور من با جوانیم اندکی فرق نکرده است.
چونکه آن زمان در گوشه حیات خانه ما یک گلدان سنگی بود که نمی توانستم آنرا بلند کنم اکنون هم که پیر شده ام نمی توانم
.
به همین جهت زور بازویم هرگز کاهش نیافته است
.

بی خوابی

شبی ملا بی خوابی به سرش زده بود، به همین جهت از خانه خارج شد و بی هدف در کوچه ها می گشت.
یکی از دوستانش ملا را دید و از او پرسید: نیمه شب در کوچه ها چرا پرسه می زنی؟

ملا گفت: خوابم پریده، دنبالش می گردم شاید پیدایش کنم!

باانصافی ملا

ملا مقداری چغندر و هویج و شلغم و ترب و سبزیجات مختلف دیگر خرید و در خورجینی ریخته و آن را به دوش انداخت. بعد سوار خر شد و به طرف خانه روان شد.
یکی از دوستانش که آن حال را دید پرسید: ملا جان چرا خورجین را به ترک خر نمی اندازی؟

ملا جواب داد: دوست عزیز آخر من مرد منصفی هستم و خدا را خوش نمی آید که هم خودم سوار خر باشم و هم خورجین را روی حیوان بیندازم!

مدعی

شخصی که ادعای معلومات بسیار داشت روزی در مجلسی که ملا هم آن جا بود داد سخن می داد و اظهار وجود می کرد و خود را برتر از همه می پنداشت.
ملا که از دست لاف و گزاف او به تنگ آمده بود پرسید: این معلومات را از کجا فرا گرفته ای؟

آن مرد گفت: از کتاب های بسیاری که مطالعه کرده ام.
ملا گفت: مثلا" چند کتاب خوانده ای ؟

آن شخص گفت: به قدر موهای سرم!
ملا که می دانست آن شخص کچل است و حتی یک تار مو هم به سر ندارد، ذربینی از جیب در آورد و بعد از برداشتن کلاه او ذربین را روی کله بی موی او گرفت و پس از دقت بسیار گفت: معلومات آقا هم معلوم شد چقدر است.


نویسنده : علی رودسری
تاریخ : سه شنبه 1389/12/17
زمان : 9:37
جک و مسیج چهارشنبه سوری


پیشاپیش فرا رسیدن روز باستانی چهارشنبه سوری را به همه ایرانیان تبریک عرض می نماییم

چهار شنبه سوریه نیا پایین می سوزی
.
.

.
.
.
.
.
.
.

.
.

چیه؟ توقع داشتی اینجا آتیش باشه بسوزی؟؟

*********

چهارشنبه سوری نزدیکه.یه وقت نری از رو آتیش بپری.

.

.

آخه تجربه ثابت کرده اگه جیگر بره رو آتیش کباب میشه

***********

سلام چهارشنبه سوری جایی قرار نذاری کار واجب باهات دارم

آحه آتیش کم داریم آتیش پاره

***********

چهارشنبه سوری هر آتیشی که دیدی به یاد قلب منم باش آخه از دوریت بدجوری آتیش گرفته

********

چهارشنبه ای که میاد….
با یاد سرخی گونه هات..
درخشش چشمات ..
سوزانندگی لبهات..
داغی عشقت
از رو آتیش میپرم
دوستت دارم آتیش پاره

*********

تام کروز ، نیکلاس کیج ، جنیفر لوپز ، رابرت دنیرو ، یانی ، دیووید کاپرفیلد ، آنتونی رابیز ، خود من و بقیه ی ستارگان جهان ازت خواهش میکنیم چهارشنبه سوری مواظب خودت باشی

*********

چهار شنبه سوریه نیا پایین می سوزی
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چیه؟حیف که دلم نیومد .والا این پایین یه کپسولی میترکاندم تا دیگه به حرف کنی

********

سلام چهارشنبه سوری جایی قرار نذاری کار واجب باهات دارم
.
.
.
.
.
.
.
آتیش پاره

********

دوستت دارم آتیش پاره چهارشنبه سوری مبارک

http://uploadtak.com/images/7zbo7q65yruprtza3xdl.gif

!!!!   چهار شنبه سوری روز ملی مبارزه با آرامش اعصاب بر شما ترقه بازان گرامی مبارک باد  !!!!!



نویسنده : علی رودسری
تاریخ : شنبه 1389/12/07
زمان : 20:0


وقتی دلت برای خودت تنگ می شود
آیینه ای که سهم دلت سنگ می شود

وقتی صدا که پر شده از حس کال بغض
با حرمت سکوت تو در جنگ می شود

می خواهی از خودت برهی آسمان شوی
اما دو پای رفتن تو لنگ می شود

با خود به بعد فاصله ها فکر می کنی
دنیا به پیش چشم تو بی رنگ می شود

اینجا که سهم عشق به هر کس نمی دهند
با نام مستعار خدا ننگ می شود

اینجا بمان و فاصله ها را به هم بزن
هرچند با صداقت تو جنگ می شود


نویسنده : علی رودسری
تاریخ : چهارشنبه 1389/11/06
زمان : 16:56
رنجش


روزي سقراط حکيم مردي را ديد که خيلي ناراحت و متاثر بود .
علت ناراحتي اش را پرسيد . شخص پاسخ داد :
در راه که مي آمدم يکي از آشنايان را ديدم . سلام کردم.
جواب نداد و با بي اعتنايي و خودخواهي گذشت و رفت .
و من از اين طرز رفتار او خيلي رنجيدم .

سقراط گفت : چرا رنجيدي ؟ مرد با تعجب گفت :
خوب معلوم است که چنين رفتاري ناراحت کننده است .
سقراط پرسيد : اگر در راه کسي را مي ديدي که به زمين افتاده
و از درد به خود مي پيچد
آيا از دست او دلخور و رنجيده مي شدي ؟
مرد گفت : مسلم است که هرگز دلخور نمي شدم .
آدم از بيمار بودن کسي دلخور نمي شود .

سقراط پرسيد :
به جاي دلخوري چه احساسي مي يافتي و چه مي کردي ؟
مرد جواب داد : احساس دلسوزي و شفقت .
و سعي مي کردم طبيب يا دارويي به او برسانم .
سقراط گفت : همه اين کارها را به خاطر آن مي کردي که او را بيمار مي دانستي .
آيا انسان تنها جسمش بيمار مي شود ؟
و آيا کسي که رفتارش نا درست است ، روانش بيمار نيست ؟
اگر کسي فکر و روانش سالم باشد هرگز رفتار بدي از او ديده نمي شود ؟

بيماري فکري و روان نامش غفلت است.
و بايد به جاي دلخوري و رنجش نسبت به کسي که بدي مي کند و غافل است دل سوزاند و کمک کرد .
و به او طبيب روح و داروي جان رساند .
پس از دست هيچ کس دلخور مشو و کينه به دل مگير و آرامش خود را هرگز از دست مده .
" بدان که هر وقت کسي بدي مي کند در آن لحظه بيمار است

نویسنده : علی رودسری
تاریخ : شنبه 1389/05/30
زمان : 9:48


ما كسانی كه به فكرمان هستند را به گریه می اندازیم. ما گریه می كنیم برای كسانی كه به فكرمان نیستند. و ما به فكر كسانی هستیم كه هیچوقت برایمان گریه نمی كنند. این حقیقت زندگی است . 
عجیب است ولی حقیقت دارد. اگر این را بفهمی، هیچوقت برای تغییر دیر نیست. 
مرا بسپار به یادت به وقت بارش باران گر نگاهت به ان بالاست و در حال دعا هستی خدا ان جاست دعایم كن كه من تنهاترین تنها نمانم

قصه ها را گفته ایم چیزی نمانده برای گفتن 
كاش میشد اسرار دل را نگه داشت و نگفت، تا كه روزی معشوق از دست نرود 
میدانی كه خاصیت عشق این است زمانی كه دانستی و دانست این راز را، هر دو گریزان میشوید 
نمیدانم چه رازیست

فراموش نكن

شاید سالها بعد در گذر جاده ها

بی تفاوت از كنار هم بگذریم

و

بگوییم:

آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود
بذار خیال كنم تو دلتنگیات 
غروب كه می شه یاد من می افتی

بیا با پاك ترین سلام عشق

آشتی كنیم

بیا با بنفشه های لب جوی

آشتی كنیم

بیا ازحسرت و غم دیگه باهم

حرف نزنیم

بیا برخنده ی این صبح بهار

خنده كنیم
تو مالك تمام احساسم هستی 
تمام عشقم 
تمام احساس ناب دست نخورده ام 
كه حاضر نیستم، 
حتی ذره ای از آن را 
با هیچكس تقسیم كنم 
با هیچكس 
جز تو . 
نه ، 
احساسم را با تو تقسیم نمیكنم بلكه 
آن را به تو تقدیم میكنم 
تمام احساسم را 
تمام عشقم را  

من برای سالها مینویسم...سالها بعد كه چشمانت عاشق میشوند...

افسوس كه قصه ی مادر بزرگ راست بود

همیشه یكی بود یكی نبود ...

 

 


نویسنده : علی رودسری
تاریخ : یکشنبه 1389/03/30
زمان : 12:22
من باور دارم ...


من باور دارم ...
که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى این که آن‌ها همدیگر را دوست ندارند نیست.
و دعوا نکردن دو نفر با هم نیز به معنى این که آن‌ها همدیگر را دوست دارند نمى‌باشد.  

 

 

من باور دارم ...
که هر چقدر دوستمان خوب و صمیمى باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما خواهد شد و ما باید بدین خاطر او را ببخشیم.  

 

 

من باور دارم ...
که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دورترین فاصله‌ها. عشق واقعى نیز همین طور است.  

 

 

من باور دارم ...
که ما مى‌توانیم در یک لحظه کارى کنیم که براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد.  

 

 

من باور دارم ...
که زمان زیادى طول مى‌کشد تا من همان آدم بشوم که مى‌خواهم.  

 

 

من باور دارم ...
که همیشه باید کسانى که صمیمانه دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زیبا و دوستانه ترک گویم زیرا ممکن است آخرین بارى باشد که آن‌ها را مى‌بینم.  

 

 

من باور دارم ... که ما مسئول کارهایى هستیم که انجام مى‌دهیم، صرفنظر از این که چه احساسى داشته باشیم.  

 

 

من باور دارم ...
که اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم،او مرا تحت کنترل خود درخواهد آورد.  

 

 

من باور دارم ...
که قهرمان کسى است که کارى که باید انجام گیرد را در زمانى که باید انجام گیرد، انجام مى‌دهد، صرفنظر از پیامدهاى آن.  

 

 

من باور دارم ...
که گاهى کسانى که انتظار داریم در مواقع پریشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به کمک ما مى‌آیند و ما را نجات مى‌دهند.  

 

 

من باور دارم ... که گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم امّا این به من این حق را نمى‌دهد که ظالم و بیرحم باشم.  

 

 

من باور دارم ... که بلوغ بیشتر به انواع تجربیاتى که داشته‌ایم و آنچه از آن‌ها آموخته‌ایم بستگى دارد تا به این که چند بار جشن تولد گرفته‌ایم.  

 

 

من باور دارم ...
که همیشه کافى نیست که توسط دیگران بخشیده شویم، گاهى باید یاد بگیریم که خودمان هم خودمان را ببخشیم.  

 

 

من باور دارم ...
که صرفنظر از این که چقدر دلمان شکسته باشد دنیا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ایستاد.  

 

 

من باور دارم ...
که زمینه‌ها و شرایط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثیرگذار بوده‌اند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.  

 

 

من باور دارم ...
که نباید خیلى براى کشف یک راز کند و کاو کنم، زیرا ممکن است براى همیشه زندگى مرا تغییر دهد.  

 

 

من باور دارم ... که دو نفر ممکن است دقیقاً به یک چیز نگاه کنند و دو چیز کاملاً متفاوت را ببینند. 

 

 

من باور دارم ...
که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آن‌ها را نمى‌شناسیم تغییر یابد.  

 

 

من باور دارم ... که گواهى‌نامه‌ها و تقدیرنامه‌هایى که بر روى دیوار نصب شده‌اند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.  

 

 

من باور دارم ...
که کسانى که بیشتر از همه دوستشان دارم خیلى زود از دستم گرفته خواهند شد.  

 

 

من باور دارم ...


نویسنده : علی رودسری
تاریخ : شنبه 1389/02/25
زمان : 20:12


یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو درکوچه لیلا نشست عشق،آنشب مست مستش کرده بود فارغ ازجام الستش کرده بود گفت:یارب ازچه خوارم کرده ای؟ برصلیب عشق دارم کرده ای خسته ام زین عشق دلخونم نکن منکه مجنونم تو مجنونم نکن مرداین بازیچه دیگر نیستم این تو ولیلای تو من نیستم گفت :ای دیوانه ،لیلایت منم دررگت پنهان وپیدایت منم سالها باجور لیلاساختی من کنارت بودم ونشناختی
نویسنده : علی رودسری
تاریخ : سه شنبه 1389/02/14
زمان : 17:48


خواب اصحاب کهف قصه تکراری ماست / ما همانیم که در غار دلت پوسیدیم . . .

 

.

سردفتر عالم معانی عشق است / سر بیت قصیده جوانی عشق است

 

ای آنکه خبر نداری از عالم عشق / این نکته بدان که زندگانی عشق است . . .

 

 

 

در اوج یقین اگرچه تردیدی هست / در هر قفسی کلید امیدی هست

 

چشمک زدن ستاره در شب یعنی / توی چمدان ماه ، خورشیدی هست . . .

 

 

دوای درد غم خنده باشد ، خوشا آنکه ز غم دل کنده باشد

 

غم دنیا نخور ای یار دیرین ، که هر کس غم خورد ، بازنده باشد . . .

دلم زیباترین دل هاست امروز / درون این دلم غوغاست امروز

 

دلم را در طبق بنهاده بودم / دهم آن را به دست یار امروز . . .

 

پیام آشنائی مهربانیست / دل بی مهر را دانی بها نیست

 

فقط دانم که انسانهای عاشق / هم از غم های عالم رها نیست . . .

 

تو را در مثنوی پیدا نکردم / حضور دیگری پیدا نکردم

 

سرودم هر غزل تنها تو بودی / برایت ثانوی پیدا نکردم . . .

 

 

دوبیتی های من غم میشمارند / رباعی های من نم میشمارند

 

غزل هایم برای دیدن تو / قطره های باران را میشمارند . . .

 

 


نویسنده : علی رودسری
تاریخ : چهارشنبه 1389/02/08
زمان : 20:20
جک و اس ام اس های با حال


اسمت رو روی کوه نوشتم ریزش کرد، رو آب نوشتم بخار شد، رو کاغذ نوشتم پاره شد، آخه اینم اسمه تو داری؟ 

یه روز به یه شیرازیه میگن راسته که شیرازیا کلمه دومشون توی هر جمله فحشه 

شیرازیه میگه کدوم بیشرفی این حرفو!!!!!. 

اگه فکر کردي بري قيد چشاتو مي زنم اگه فکر کردي بري ازت به آسوني دل مي کنم آفرين يه بار تو عمرت درست فکر کردي 

يه بار يه مورچه داشته يه دونه برنج می بُرده

ميگن از کجا آوردی؟ 

ميگه: حمييييييييييد 

دنيا ديگه مث تو نداره؛ نداره نميتونه بياره؛ ميدونی چرا؟ چون نسل دايناسورها منقرض

 

يك نفر مي خواهد برود خارج و با خودش سه كيلو قند مي برد. از او مي پرسند:« اينها را كجا مي بري؟»
مي گويد:« آخر شنيده ام غربت تلخ است.»

احوال پرسي
اولي: «حالت چه طور است؟»
دومي:« خوب است. تازه موكتش كرده ام.»

وارونه
فردي ميخي را سروته روي ديوارگذاشته بود و مي كوبيد. ميخ در ديوار فرو نمي رفت. ديگري كه شاهد اين ماجرا بود، گفت: «چه كار مي كني؟ اين ميخ كه براي اين ديوار نيست. اين ميخ براي ديوار روبه روست.»

لاف زني
روزي يك شخص لاف زن با يك آدم قوي هيكل دعوايش مي شود. قبل از هر حركت لاف زن، مرد قوي هيكل چند تا مشت به او مي زند و پرتش مي كند. آدم لاف زن در حالي كه نفسش بالا نمي آيد، به جمعيتي كه مشغول تماشا هستند مي گويد: «شما مي گوييد چه كارش كنم؟»

مسابقه فوتبال
ناظم:« چرا اين قدر دير به مدرسه آمدي؟»
دانش آموز:« آقا اجازه! من داشتم خواب يك مسابقه فوتبال مي ديدم. چون بازي به وقت اضافه كشيد، ناچار شدم خواب بمانم تا نتيجه آن معلوم شود.»

در كلاس علوم
معلمي در كلاس علوم از دانش آموزي پرسيد:« با ديدن پاي اين حيوان، نام حيوان را بگو.»
دانش آموز هر چه به پايي كه در دست معلم بود نگاه كرد، نتوانست پاسخ دهد. معلم پس از مدتي گفت: «بگو اسمت چيه تا برايت يك صفر بگذارم.»
دانش آموز پايش را از كفش درآورد و گفت: «خب، شما هم از روي پاي من بگوييد اسمم چيه.»

راننده ناشي
شخصي كه تازه ماشين خريده بود به تعميرگاهي رفت و به مكانيك گفت: «آقا، لطفاً ببينيد اين ماشين چه اشكالي دارد كه مدام به درو ديوار مي خورد.»


صبح ها نمیتونم صبحونه بخورم چون دوستت دارم.ظهرها نمیتونم ناهار بخورم چون دوستت دارم.شبها نمیتونم شام بخورم چون دوستت دارم.شبها نمیتونم بخوابم....چون گرسنمه

.............................................................

بدون هر وقت صدای زنگ مسیجت می آد معنیش این نیست که اس ام اس داری یا کسی دلش برات تنگ شده یا کسی به یادته.........معنیش اینه که یه نفر بیکار شده و حوصلش سر رفته!

.............................................................

قلب من، دل من، خون تو رگهاي من، نفس من، جيگر من، خلاصه... همه وجودم درد مي‌كنه، بايد برم دكتر ببينم چرا اينطوري شدم!

.............................................................
ميگن فردا ساعت 4
خوشگل‌ها رو مي‌گيرن تو رو خدا بيرون نرو نمي‌گيرنت ضايع مي‌شي

.............................................................

ابوريحان بيروني در بستر مرگ بود كه پسرش بهش گفت تو اين لحظه آخر چه كاري ميخواي برات انجام بدم آن دانشمند بزرگ به فرزندش چنين گفت ...مربا بده بابا....؟؟؟؟

.............................................................
اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده بابا حداقل اون نیشخند زهر دار رو نزن آخه به تو چه !!!

.............................................................

عربه بچش تو اتوبوس بدنيا مي ياد اسمشو ميذاره عبدالواحد

.............................................................

يارو پليس مخفي مي شه ، سه ساله كه ازش خبري نيست...

.............................................................

سوسكه تو عشق شكست مي خوره ميره كنار دمپايي مي خوابه

.............................................................

گاو عمو نوروز سرما مي خوره به جاي اينكه شير بده بستني ميده

.............................................................

 

2ماه از زمستون گذشته "یه خرس گنده مثل تو الان باید خواب باشه نه اینکه بدو بدو بیاد اس ام اس بخونه...!!!

.............................................................

خروج افغانها از ایران تا 15 فروردین تمدید شد...بی معرفت بدون خداحافظی نری...!!!

.............................................................

جلوی گلفروشی رد میشدم دیدم قشنگ ترین گلش نیست...

گفنم اس ام اس بزنم ببینم چرا خوردیش گوسفند...؟؟؟!!!

.............................................................

گرگه با هزار زحمت آي دي شنگول و منگول رو پيدا
ميکنه باهاشون قرار ميزاره ، وقتي ميره سر قرار
ميبينه چوپان دروغگو با مردم ده منتظرن!...

.............................................................

تو صحراي قلبم تو تنها شتري !  

.............................................................

سريع ترين دوربين جهان اختراع شد . اين دوربين مي تونه از خانوم ها در لحظه اي كه دهانشون بسته است عكس بگيره !

.............................................................

آسمان را ستاره زيبا مي كند، باغچه را گل، عشق را محبت، بيابان را چمن، چشم را اشك، و تو را عمل كردن دماغ زيبا مي كند!


نویسنده : علی رودسری
تاریخ : دوشنبه 1389/01/23
زمان : 12:1
مسیج سیزده بدر


سلام عزیزم  مریم... سیزده کجا میرین؟اگه میشه بیا با هم بریم.

اخه پارسال با تو خیلی خوش گذشت

.

.

تو که میبینی اس ام اس مال تو نیست مرض داری تا اخر میخونیش

آرزوی یافتن همسری مناسب از دختران منتظر
دعوت میشود ضمن خویشتن داری
از گره زدن سبزه ها به شدت خورداری فرمایند.

.

.

سازمان حمایت از محیط زیست

اگه قرار باشه دروغ سیزده رو در مورد من بگی چی میگی؟

.

قبل از اینکه برای یکی دیگه بفرستی جواب منو بده

تبریک سال نو خدمت مجردهای گرامی!
دستگاه "سبزه گره زنی" با قابلیت ۹۰ گره در ثانیه،

پیش فروش می شود

رو خدا فردا جایی قرار نزار میخوام سیزده رو فقط با تو باشم

آخه بدون تو اصلا صفا نداره

.

.

اینم از دروغ سیزده من

//////& //////...

اینها سبزه ۱۳ بدره! اون وسطی رو برای رسیدن تو به آرزوهات گره زدم...

دلم واسه سیزده بدر میسوزه ! میدونی چرا !؟

آخه بهش میگن نحس ! بیچاره ها خبر ندارن تو دست سیزده بدر رو از پشت بستی !

الهی قربونت برم که انقدر نازی ! مثل سبزه ی عید میمونی

انشالله این سیزده به در بجای سبزه انقدر گره بزننت که دیگه باز نشی

به هر صورت سکه دو رو داره !

با سلام و عرض تبریک سال نو

باید خدمت شما عرض کنم که بنده امسال قصد ازدواج ندارم !

لطفا سبزه ها را به نییت یکی دیگه گره بزن !!!

 

 


نویسنده : علی رودسری
تاریخ : پنجشنبه 1389/01/12
زمان : 18:1
داستانی کوتاه ولی عاشقانه


مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند.آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند.

زن جوان: یواش تر برو، من می ترسم.
مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره.
زن جوان: خواهش میکنم ، من خیلی می ترسم.
مرد جوان: خوب، اما اول باید بگی که دوستم داری.
زن جوان: دوستت دارم، حالا میشه یواش تر برونی.
مرد جوان: منو محکم بگیر.
زن جوان: خوب حالا میشه یواش تر بری.
مرد جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری، آخه نمیتونم راحت برونم، اذیتم میکنه.

روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود. برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتورسیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت. مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند. دمی می آید و بازدمی میرود. اما زندگی غیر از این است و ارزش آن در لحظاتی تجلی می یابد که نفس آدمی را می برد.

نویسنده : علی رودسری
تاریخ : سه شنبه 1388/12/11
زمان : 16:12
اس ام اس جملات کوتاه ولی عمیق


برای هدایت مردم پشت سرشان حرکت کن . لائوسته

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آنچه برای یک نفر سزاوار است را نمی توان گفت برای فرد دیگر هم سزاوار است. به عنوان مثال انکار نفس و افتادگی سزاوار یک فرمانده نیست و برایش فضیلت محسوب نمی شود. حکم یکسان صادر کردن برای همه غیر اخلاقی ست . فردریش نیچه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دشمن ابزار نابود ساختن آدمی را ، در درون سرای او جست و جو می کند . ارد بزرگ

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خداوند درهای هنر را بر روی دانایان دادگر گشوده است . فردوسی خردمند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تا وقتیکه قلب شما نخواهد ، مسلماً مغزتان هرگز به چیزی عقیده پیدا نمی کند . ویلیام جیمز

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بخش بزرگی از ادب آدمی برآیند ریشه نژادی و خانوادگی است . ارد بزرگ

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

وقتی «قدرت عشق» بر «عشق به قدرت» غلبه کند، دنیا طعم صلح را می چشد . جیمی هندریکس

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر از کسی متنفری از قسمتی از خودت در او متنفری، چیزی که از ما نیست نمی‌تواند افکار ما را مغشوش کند . هرمان هسه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آدمهای پاک نهاد درهای وجودشان را پس از ناسپاسی می بندند نه پیش از آن . ارد بزرگ

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شاید چالاک‌ترین انسان نباشم، شاید بالابلندترین یا نیرومندترین نباشم، شاید بهترین و زیرک‌ ترین نباشم، اما قادرم کاری را بهتر از دیگران انجام دهم و این کار هنر خود بودن است . لئونارد نیموی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مغز ما یک دینام هزار ولتی است که متاسفانه اکثرمان بیش از یک چراغ موشی از آن استفاده نمی کنیم . ویلیام جیمز


نویسنده : علی رودسری
تاریخ : یکشنبه 1388/10/27
زمان : 11:57
پیام دوست


روزها گذشت و گنجشك با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت : " می آید. من تنها گوشی هستم كه غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام كه دردهایش را در خود نگه می دارد. " و سرانجام گنجشك روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند ، گنجشك هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : " با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست ! " گنجشك گفت : " لانه كوچكی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی كسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این توفان بی موقع چه بود ؟ چه می خواستی از لانه محقرم،‌ كجای دنیا را گرفته بود ؟ " و سنگینی بغضی راه بر كلامش بست. سكوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند.خدا گفت : " ماری در راه لانه ات بود. خواب بودی. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند. آنگاه تو از كمین مار پر گشودی. " گنجشك خیره در خدایی خدا مانده بود. خدا گفت : " و چه بسیار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی..." اشك در دیدگان گنجشك نشسته بود. ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت. های های گریه هایش ملكوت خدا را پر كرد...!
نویسنده : علی رودسری
تاریخ : یکشنبه 1388/09/22
زمان : 18:57
زاغوت کجاست


زاغوت کجاست

 

زاغوت مکانی است در انتهای محله ای بنام سرپل شرقی در کنار رودخانه  ورودی به دریا که نا زمان  رژیم پهلوی اول اسکله شهر بندری رودسر در این مکان قرار داشت.تجار روسی کالاها و نفت خود را برای فروش در شمال  از طریق این اسکله وارد کرده و در سطح منطقه بفروش میرساندند.بازرگانان روسی نفت خود را در کنار این اسکله در تانکرهایی اول ذخیره کرده بعد آنها را تقسیم و مبادرت به فروش می کردند..زاغوت یک کلمه روسی است که توسط وارد کنندگان نفت و کالای روسی  بر این مکان گذاشته شد.این تانکرها به زبان روسی تانکر نامیده میشدند که بعدها بر این مکان گذاشته شد.در زمان رژیم  پهلوی اول  شکل شهر تغییر کرد و این مکان خود را برای نوین شدن و پیشرفته شدن آماده شد. که این تغییرات انجام نشد تا این ماموریت به پهلوی پسر محول شود  در زمانی که شهر خود را برای تغییرات وسیع در کار بری آماده میشد که انقلاب ما صورت گرفت و بعه به انزوا رفتن این طرح.می دونین این طرح سرانجامش چی شد؟در اثر بی لیاقتی مسئولین ما به چمخاله منتقل شد.

راستی در سال های 1340 تا 42 یک فیلم در روسر ساخته شده بنام کلید بهشت که بخش اعظم اون تو این منطقه ساخته شده

 در مطالب بعدی در مورد تاریخچه و تغییرات کاربری کل رودسر یا نقاط دیگر رودسر براتون مینویسم

 

 


نویسنده : علی رودسری
تاریخ : پنجشنبه 1388/08/07
زمان : 17:44


 

گفتم : تو ش‍‍‍‍ـیرین منی. گفتی : تو فرهـادی مگر؟

گفتم : خرابت می شـوم. گفتی : تو آبـادی مگـر؟

گفتم : ندادی دل به من. گفتی : تو جان دادی مگر؟

گفتم : ز کـویت مـی روم. گفتی :تو آزادی مگـر؟

گفتم : فراموشم مکن. گفتی : تو در یادی مگر؟


نویسنده : علی رودسری
تاریخ : جمعه 1388/04/26
زمان : 19:37
یه شعر از یه خواننده


من همون جزیره بودم ساده و صمیمی و گرم

مثل عشق بازی موجا قامتم یه بستر نرم

یه عزیز دردونه بودم پیش جشم خیس موجا

یه نگین سبز خالص توی انگشتر دریا

تاکه یک روز تو رسیدی

تو قلبم پا گذاشتی

قصه های عاشقی رو تووجودم جا گذاشتی

زیر رگبار نگاهت دلم انگار زیرورو شد

برای داشتن عشقت عشقش همه جونم آرزو شد

تا نفس کشیدی انگار نفسم برید تو سینه

ابر و باد و دریا گفتن حس عاشقی همینه

اومدی تو سرنوشتم

بی بهنه پاگذاشتی

اما تا قلیقی اومد از منو دلم گذشتی

رفتی با قایق عشقت سوی روشنی فردا

من و دل اما نشستیم چشم به راحت ته دریا

تو که خاک وجودم نه گلی هست نه درختی

لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی

دل تنها  و غریبم داره این گوشه می میره

ولی حتی وقت مردن بتز سراغ تو می گیره

می رسه روزی که دیگه قعر دریا میشه خونم

اما تو دریای عشقت باز یه گوشه ای می مونم

 


نویسنده : علی رودسری
تاریخ : چهارشنبه 1387/12/14
زمان : 18:1
یه حرفهایی برای گفتن


نقاشي تو را مي کشم ولي به جاي رنگ قرمز به قلب فلزي ات ضد زنگ مي زنم ! تا از آسيب اشک هايم در امان باشد!!!

هوس بازان کسي را که زيبا ميبينند دوست دارند اما عاشقان کسي را که دوست دارند زيبا مي ببنند

ماشین زندگیتو جلوی خونه ی هر عشقی پاک نکن ، ممکنه چرخهای قلبتو پنچر کنن!

ضربات کوچک درختان عظیم را از پا در می آورد !

مشکلات خود را با مداد بنویس و پاک کن را در اختیار خدا بگذار

اين جمله هميشه يادت باشه : زندگي گل سرخئ است که گلبرگهايش خيالي وخارهايش واقعي است

ایستاده مردن بهتر از زانو زده زیستن است . (آلبرت کامو)

اگر کسی ترا آنطور که میخواهی دوست ندارد، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد. (مارکز)

عشق، افسر زندگی و سعادت جاودانی است. (گوته)

هر كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد. اون كه عاشقانه خنديد خنده هاي من دزديد زير چشمه مهربوني خواب يك توطئه ميديد

يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است عزيزم محبت را در پاکي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معني کردم وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است

همدم گل گشته ام همبستر خاکم مکن. قطره قطره می چکم از چشم خود پاکم مکن...

ميشه مثل يه قطره اشك بعضيا رو از چشمت بندازي .... ولي هيچ وقت نمي توني جلوي اشكي رو بگيري كه با رفتن بعضی ها از چشمت جاري ميشه

اگه یه روز چشمات پر اشک شد و دنبال یه شونه گشتی که گریه کنی صدام کن. بهت قول نمی دم که ساکتت کنم...ولی قول می دم که پا به پات گریه کنم

اگه کسی در شهر غم خيابان دوست ، کوچه‌ی محبت پلاک مهر، منزل مونس های شقايق را پيدا کرد سلام مرا به اهالي آنجا برساند

مگذار تالحظه ها عشق رابه فراموشي بسپارند و فراموشي عشق را احا طه كند پس بيا لحظه ها را عاشقانه باش تا عشق لحظه ها ي مارا به فرامو شي نسپارد

گلي كه در دست داشتم پژمرد. من گريستم او پژمرد. او گريست باغ ها پژمردند. خداوند گلي ديگر به دستانم سپرد ولي تو همچنان مي گريي؟ چرا؟

ای کاش همدم تنهاییم قلب بارانی تو باشد تا اینگونه در گرداب غم و اسارت بی تو بودن اسیر نباشم ای همدم تنهایی رویاهایم بیا و مرا رها کن بیا و مرا به قصر پاکان ببر

باور کن گلایه از تو نیست تو خوبتر از انی که گلایه از تو باشد گلایه از خودم و ویرانه های قلب خودم است که ذره ذره فرو میریزند واینک احساس میکنم جز ویرانه ای از من باقی نیست

هيچگاه آخرين نگاهت را فراموش نمي کنم نگاهي سرشار از عشق صميميت و محبت .امروز سالها از آن روز مي گذرد ولي تو هر گز بر نگشته اي ..صدايت در گوشم زمزمه مي شود و نگاهت در ذهنم مجسم ولي من تو را مي خواهم نه خيالت را !!!

زندگی مثل یه جاده است ، من و تو مسافراشیم ، قدر لحظه ها رو بدونیم ، ممکنه فردا نباشیم .

هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند

اينگونه باش:شاد اما دلسوز...ساده اما زيبا...مصمم اما بي خيال...متواض ع اما سربلند...مهر بان اما جدي...سبز اما بي ريا...عاشق اما عاقل.

در دنياي بچه ها هر کي زودتر بگه دوستت دارم برنده هست ولي در دنياي بزرگتر ها هر کي زودتر بگه دوستت دارم بازنده است

براش بنویس دوستت دارم آخه میدونی.آدما گاهی اوقات خیلی زود حرفها شونو از یاد میبرن ولی یه نوشته ، به این سادگیها پاک شدنی نیست.اگرچه پاره کردن یک کاغذ از شکستن یک قلب هم ساده تره...ولی بنویس...

 

 

 


نویسنده : علی رودسری
تاریخ : سه شنبه 1387/11/01
زمان : 13:53
جک و لطیفه


 به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟

      اصغرآقا اواخر عمرش به زنش گفت : خانم جان بعد از رفتن من به من خيانت نکني که استخوانهام تو گور بلرزه ! زنش هم گفت چشم. مدتي بعد مرد به خواب زنش آمد و گفت : تو اون دنيا به من مي گن اصغر ويبره!

     غضنفر رفت مغازه وگفت ببخشيد شما از اون کارت پستال ها داريد که نوشته : عزيزم تو تنها عشق من هستي؟ مغازه دار گفت بله داريم. غضنفر گفت پس 16 تا از اون کارتها رو محبت کنيد!


      پسري از سربازي براي پدرش اين طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !"


              غضنفر ماه رمضان زولوبيا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. يه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولوبياها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا في الدنيا الحسنه ... کسي به زولوبيا دست نزنه!   


 مردي بدهي و قرض زياد داشت رفت ماشين مدل بالا خريد! زنش پرسيد : آخه مرد با اين وضعي که ما داريم چه وقت ماشين مدل بالا خريدن بود؟ مرد گفت : ماشينو خريدم تا سريع تر بتونم از دست طلبکارها فرار کنم!!!


             يه بار بچه اي از پدر خسيسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چي ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو مي خواي چه کار؟ تو هفت  هزار هم زيادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو مي خواي چي کار؟ دوهزار کافيه ؟ بيا اين هزار تومنو بگير.بچه مي شماره مي بينه پانصدتومنه!!!


                 ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش.

ملا در بالاي منبر گفت : هرکس از زن خود ناراضي است بلند شود. همه ي مردم بلند شدند جز يک نفر. ملا به آن مرد گفت : تو از زن خود راضي هستي؟ آن مرد گفت : نه ... ولي زنم دست و پامو شکسته نمي تونم بلند شم!


يک روز ملانصرالدين خرش را در جنگل گم مي کند. موقع گشتن به دنبال آن يک گورخر پيدا مي کند. به آن مي گويد: اي کلک لباس ورزشي پوشيدي تا نشناسمت!

مردي که در و پنجره مي ساخت رفته بود خواستگاري، پدر عروس پرسيد : آقا داماد چه کاره اند؟ داماد خواست کلاس بذاره گفت : من ويندوز نصب مي کنم!!!

غضنفر رو براي اولين بار مي برند توي هلي کوپتر ، توي آسمان از سمت چپي اش مي پرسه : شما گرمتونه ؟ طرف مي گه : نه. از سمت راستي اش مي پرسه شما گرمتونه ؟ اون يکي هم مي گه نه. بعد غضنفر بلند مي گه : آقاي خلبان هيچ کس گرمش نيست. اون پنکه سقفي رو خاموشش کن (پره هاي هلي کوپتر!)

يه بار يه ديوونه دنبال رئيس بيمارستان مي اندازه . خلاصه رئيس بيمارستان رو تو يه بن بست گير مياره. رئيس بيمارستان با ترس مي گه از جون من چي مي خواي ؟ ديوونه هه مي ره با دست بهش مي زنه مي گه حالا تو گرگي!

 
 


نویسنده : علی رودسری
تاریخ : چهارشنبه 1387/08/15
زمان : 18:52


قصه ی عشق من و تو به قشنگی خیاله من و تو ماهی و آبیم که جداییمون محاله

دل تو اولین روز بهار... دل من آخرین جمعه سال... و چه دورند و چه نزدیک به هم!

اگر باغ نگاهم پر ز خار است ،‌ گلم تاراج دست روزگار است، به چشمانت قسم با بودن تو ، زمستاني ترين روزم بهار است

عاشق آن نيست كه عشق تكه كلامش باشد. عاشق آن است كه وفاداري مرامش باشد.

رو ساحل سرخ دلت اسم كسي رو حك نكن به اينكه من دوستت دارم حتي يه لحظه شك نكن

اي نگاهت رونق فرداي من ، در تو معنا مي شود دنياي من
اي كلامت بهترين اثبات عشق ،‌ با تو ماندن آرزوي روياي من

 

شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم

هرگاه دلت هوايم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببين که همچون دل من در هوايت مي تپند.

عشق و دوست داشتن از پي هم مي آيند ، اما هر گز در يک خانه منزل نمي کنند ..

شبي از شبها تو به من گفتي كه شب باش:
من كه شب بودم
و شب هستم
و شب خواهم بود
به اميدي كه تو فانوس شب من باشي .
كاش در دهكده عشق فراواني بود
توي بازار صداقت كمي ارزاني بود
كاش اگر گاه به هم كمي لطف ميكرديم
مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود
عشق از دوستي پرسيد:فرق من و تو چيست؟
دوستي گفت من آدمارو با سلام آشنا ميكنم((تو با نگاه))
من آدما رو با دروغ جدا ميكنم((تو با مررررررررررررررررررگ))
اشك تنها موجودي است كه چون از چشم مي افتد عزيز ميشود
براي هزارمين بار پرسيد:تاحالا شده من دلت را بشكنم؟
منم براي هزارمين بار به دروغ گفتم نه هيچ وقت!!!
تا مبادا دلش بشكنه.
عشق رازي است مقدس . براي کساني که عاشقند ، عشق براي هميشه بي کلام ميماند ؛ اما براي کساني که عشق نمي ورزند ، عشق شوخي بي رحمانه اي بيش نيست

هيچ کس لياقت اشکهاي تو را ندارد و کسي که چنين ارزشي داشته باشد باعث اشک ريختن تو نميشود  
خداوند آتش را آفريد تا ارزش آب را بدانيم وخلا زاييده شد تا ارزش هوا را بدانيم و بعد مرگ آمد تا ارزش زندگي را بشناسيم

 بارون نباش كه با التماس خودت رو به شيشه بكوبي... ابر باش كه همه منت باريدن تو رو بكشن

خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند حيف من زاده ي امروزم. خدايا جهنمت فرداست پس چرا امروز مي سوزم

 


نویسنده : علی رودسری
تاریخ : یکشنبه 1387/07/14
زمان : 18:50
مطالبی برای دل ما



اگر كسي رو دوست داري نه براش ستاره باش، نه آفتاب چون هر دوشون زود گذرند، پس براش آسمون باش كه هميشه بالاي سرش باشي
زندگي مثل ديكته است هي غلط مي نويسيم و هي پاك مي كنيم دوباره مي نويسيم و باز پاك مي كنيم غافل از اينكه يه روز داد مي زنند ورقه ها بالا ...
ديروز يه دسته گل اومده بود به ديدنم با يك نگاه مهربون. همون كه سالها آرزوشو داشتم و از من دريغ مي كرد، گفت دلش خيلي برام تنگ شده، مي خواستم اشكش را پاك كنم اما نتوانستم. اون رفت ولي سنگ قبرم خيس خيس بود!
زندگي را دور بزن و آن گاه كه بر بلندترين قله رسيدي، لبخند خود را نثار تمام سنگريزه هايي كن كه پايت را خراشيدند

من پرستوي خزان ديده و خاموش توام حسرتي گر به دلم هست همان دوري توست
دوستي من و تو دوستي شاخه و برگ است، و جدايي برگ از شاخه ، مرگ است

امشب دلم از امدنت سرشار است، فانوس به دست كوچه ديدار استف آن گونه تو را در انتظارم كه اگر،اين چشم بخوابد آن يكي بيدار است
اگر ديدي دلي تنها نشسته، ميان رنج غمها تك نشسته، نگو آن دل چرا تنها نشسته، بدان كه دوريت آن را شكسته

سيب سرخي را به من بخشيد و رفت، عاقبت بر عشق من خنديد و رفت، اشك در چشمان سردم حلقه زد، بي مروت، گريه ام را ديد و رفت

اگر عالم شود انگشتر ناب، تو بر انگشتر عالم نگيني

اگه ديدي دنيا برات مفهومي نداره، تحمل كن شايد خودت دنياي كسي باشي

نبودي بي تو پنهان گريه كردم، تو را ديدم و خندان گريه كردم، براي اين كه اشكهايم نبيني، نشستم زير باران گريه كردم

زندگي سه تا پيچ داري، تولد_عشق_مرگ، سر پيچ دوم منتظرتم كه تا پيچ سوم باهات بيام

گل من خبر نداري دل گلدونت مي گيره، اگه تو پژمرده باشي گلدونت برات ميميره

 

 

 

کسی چون تو مرا غریب و تنها نگذاشت این گونه در التهاب فردا نگذاشت سوگند نمی خورم ولی باور کن... کسی چون تو به خلوت دلم پا نگذاشت

زندگی رسم خوشایندیست... زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ... پرشی دارد اندازه ی عشق... زندگی چیزی نیست که لب تاقچه ی عادت از یاد من و تو برود...

زندگی مثل بازی حکمه!! مهم نیست که دست خوبی نداری مهم اینه که یار خوبی داشته باشی؛ اینطوری شاید حتی بتونی بازی باخته رو ببری

زيبا ترين غروب : غروب عاشقان......زيبا ترين سنگ : دل يار. زيبا ترين مايع : اشك .....زيبا ترين ناله :آه....زيبا ترين دوست : قلب (تو) زيبا ترين كلام دوستت دارم

گر روزي مُردم ، تابوتم را سياه کنيد تا همه بدانند سياه بخت بودم بر روي سينه ام تکه يخي بگذاريد تا به جاي معشوقم برايم گريه کند ... چشمانم را باز بگذاريد تا همه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم ... و آخر اينکه دستانم را ببنديد تا همه بدانند خواستم ولي نتوانستم

هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو: يادت بخير

 

خداحافظ : ولی هرگز نخواهی رفت از یادم خداحافظ : ولی این یعنی در اندوه تو میمیرم دراین تنهایی مطلق که می بندد ، به زنجیرم و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد

تازه فهميدم تو دنيا هيچ قلبي واسه من نمي تپه. حتي قلب خودم... چون اونم واسه تو مي تپه!باید در زندگی همچون دریا بود تا اگر با سنگهای سخت برخورد کردیم ، سنگها در عمق ما محو شوند نه ما در عمق سنگها ادعا نمیکنم همواره به یاد کسانی هستم که دوستشان دارم ، ولی میتونم ادعا کنم لحظاتی که به یادشان نیستم نیز دوستشان دارم..... عشق يعني شب نشيني با خدا، گفتگو با ناله اما بي صدا، عشق پرتاب گلي از سوي دوست، هر كجا باشد دلم همراه اوست

نویسنده : علی رودسری
تاریخ : دوشنبه 1387/06/11
زمان : 18:45
حرف دل


توي دنيا عاشقا چه بي کسن ميگن دنيا خيلي کوچيکه ، آدما زود به هم ميرسن
اما من اينو قبول ندارم
دنيا بزرگه به بزرگي دل آدما ، به بزرگي دروغ آدماي هوس باز
آره دنيا خيلي بزرگه به خاطر همين آدما زود همديگه رو فراموش ميکنن
زود با هم خداحافظي ميکنن و خيلي زود همديگه رو به دست تقدير مي سپارن
اوني که خيلي کوچيکه قلب آدماست
اونقدي که زود عرصه رو براي ديگران تنگ مي کنن و زود خودشون رو خالي مي کنن
چي باعث ميشه آدما زود همديگه رو بزارن کنار.

هر چي بخواي صادق باشي و رو راست بازم توي اين کره خاکي کم مي آري
همه آدما فقط به فکر خودشونن وبس
يه جورايي همه براي هم تکراري شدن
همه احساس بدبيني نسبت به هم دارن و تو رو سخت باور ميکنن
به هم قولايي مي دن که معلوم نيست چقدر بهش وفادار باشن
يا شايدم مي خوان فقط خودشون رو راحت کرده باشن
آره زمونه واقعا عوض شده
ديگه نميشه روي کسي حساب باز کرد
شايدم بايد همرنگ جماعت شد
اما اگر همه آدما به هم بدبين باشيم پس چه طوري ميشه زندگي کرد؟؟؟

امروز مثل ديروز و مثل هميشه توي جمع تنهام
نمي دونم چرا اين تنهايي هام هيچ وقت پر نميشه
چرا يه نفر پيدا نميشه که حتي بخواد تسکينم بده
شايدم توقع زيادي دارم
هر چي بيشتر تنها ميشم بيشتر به پله ي اول بر مي گردم
جلوتر که مي رم از نوشتن بيشتر خسته ميشم
چون خيلي از حرفام رو نمي تونم بنويسم
تازه مخاطب اصلي چي؟
هميشه فکر مي کردم اوني که تو جاده ي آرزو خسته نميشه منم
اوني که تا آخرش مي مونه و با نداي عشق شوق زندگي توش بيدار ميشه


نویسنده : علی رودسری
تاریخ : سه شنبه 1387/04/04
زمان : 22:4
بخون و نظر بده


نميگم دوستت دارم
نميگم عاشقتم
ميگم ديونتم كه اگه يه روز ناراحتت كردم بگي بيخيال ديونست . .

 قلب مهربانت مثلثي را مي ماند در درياي عشق
مرا در خود كشيدي برموداي من !!!

قلب براي زن مخلوقي است كه عميق تر ميبيند و مرد مخلوقي است كه دورتر را ميبيند.عالم براي مرد يك قلب است و زن عالمي است

عشق يعني کوچک کردن دنيا به اندازه يک نفر يا بزرگ کردن يک نفر به اندازه دنيا : آدم عزيزانشو فراموش نميکنه بلکه به نديدنشون عادت ميکنه.....تقديم به کسي که عادت به نديدنش مثل فراموش کردنش غيرممکنه 
 

پروردگارا از عشق امروزمان چيزي براي فردايمان باقي بگذار....به اندازه يك نگاه...به اندازه يك لبخند....تا به ياد داشته باشيم كه روزي عاشق هم بوديم
 

کاش مــي شد بر جـــــدايي خشــــم کرد شاخه هاي نســترن را با تواضع پخش کرد کاش مي شد خانـــه اي از مهـــر ساخت مهـــــــرباني را در آن سر مشـق کرد روي دل هاي حقــــــيقي نقــــــش کرد rose
 
دوستي ..شوخي سرد آدمهاست ..بازي شيرين گرگم به هواست.. واسه كشتن غرور من و تو ..دوستي.. توطئه ثانيه هاست

نخ شمع از شمع پرسيد : چرا وقتي من ميسوزم تو آب ميشي..؟شمع جواب داد مگه ميشه كسي كه تو قلبمه بسوزه و من اشك نريزم

رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن ، ابتدای یک پریشانی است حرفش را نزن ، دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا ، دل شکستن کار آسانی است حرفش را نزن 
 

اي عشق مدد کن که به سامان برسيم، چون مزرعه تشنه به باران برسيم، يا من برسم به يار يا يار به من، يا هر دو بميريمو به پايان برسيم


نویسنده : علی رودسری
تاریخ : سه شنبه 1387/02/31
زمان : 20:5
مطالب عاشقانه


هر وقت بعد 120 سال رفتي اون 2نيا وقتي خواستي از پل صراط رد شي و بهت گفتن يکي حلالت نکرده اون منم که به اين بهونه يه بار ديگه ميخوام ببينمت

 افسوس که عشق جاودانه نيست.عشق گل سرخيست که طاقت طوفان را ندارد. عشق يک خاطره سبز است که از آمدن پاييز ميترسد

هميشه دليل شادي كسي باش نه قسمتي از شادي او، و هميشه قسمتي از غم كسي باش نه دليل غم او .

 هيچ وقت از خدا نخواه که همه ي دنيا مال تو باشه ... هميشه از خدا بخواه کسي که همه ي دنياي توست مال کسي ديگه نباشه اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنن

 تو به اندازه تنهايي من زيبايي ، من به اندازه زيبايي تو تنهايم

 باز در كلبه ي عشق ، عكس تو مرا ابري كرد.عكس تو خنده به لب داشت ولي اشك چشم مرا جاري كرد "

اسپانيايي ها ميگن : "عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلندتر است "ايتاليايي ها ميگن: "عشق يعني ترس از دست دادن تو ! " ايراني ها ميگن : "عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با يك ببخشيد تمام ميشود

آنکه چشمان تو را اینهمه زیبا می کرد کاش از روز ازل فکر دل ما میکرد یا نمی داد به تو اینهمه زیبایی را یا مرا در غم عشق تو شکیبا میکرد

ليوان ز لبت بوسه گرفت و من بوسه ز ليوان ديدي ز لبت بوسه گرفتم به چه عنوان

يک بوسه ز لبهاي تو در خواب گرفتم انگار لب از چشمه مهتاب گرفتم هرگز نتواني تو ز من دور بماني چون عکس تو در سينه خود قاب گرفتم

 ويرانه نه آن است که جمشيد بنا ساخت ويرانه نه آن است که فرهاد فرو ريخت ويرانه دل ماست که با هر نگه تو صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ريخت


نویسنده : علی رودسری
تاریخ : چهارشنبه 1387/02/11
زمان : 19:25
مطالب عاشقانه


þيک زن خوب، الهام‌بخش مرد است. يک زن فوق‌العاده، نظر مرد را جلب مي‌کند، يک زن زيبا، مرد را شيفته خود مي‌کند. يک زن دل‌سوز، قلب مرد را مي‌ربايد þ

کجاست جاده ای که مرا به تو برساند ،کجاست کسی که آسمان را به من نشان دهد ، دلم از این ابرها گرفته شب در کارنامه ي سياه زندگي اش چه کرده است که افتخار گرفتن اين همه ستاره را دارد

 þزندگي سه راه را دنبال كن: 1-دوست داشتن را براي يك تجربه. 2-عاشق شدن را براي يك هدف. 3-فراموش كردن را براي قبول واقعيت þميدوني طبق آخرين آمار كم جمعيت ترين جاي دنيا كجاس؟ . . . نميدوني؟ . . . . قلب منه كه فقط تو توي اون ساكني

 þانسان با سه بوسه تکميل مي شود 1-بوسه مادر که با آن با يه عرصه خاکي مي گذاري 2- بوسه عشق که يک عمر با ان زندگي مي کني 3- بوسه خاک که با ان با به عرصه ابديت مي گذاري

þبه کودکي گفتند عشق چيست؟ گفت:بازي. به نوجواني گفتند عشق چي ست؟ گفت: رفيق بازي. به جواني گفتند عشق چيست؟ گفت: پول و ثروت. به پيرمردي گفتند عشق چيست؟گفت: عمر. به عاشقي گفتند عشق چيست؟ چيزي نگفت. آهي کشيد و سخت گريست

 þفاصله عشق هاي معمولي را از بين مي برد و عشق هاي بزرگ و جاوداني را شدت ميبخشد.مانند باد كه شمع را خاموش و آتش را شعله ور مي سازد.

þعشق زماني است که درست مثل روزهاي بچگي روي جدول پياده رو راه بروي و بي دليل بخندي هر چه بر من گذشت حقم بود من از اين بيشتر سزاوارم تو گناهي نداري اي زيبا مرگ بر من كه دوستت دارم

þکاش در صفحه ي شطرنج دلت شاه عشق بودم و با کيش رخت مات مي شدم زندگي بازي شطرنجي نيست که در آن با کيش کسي مات شوي زندگي تک تک اين ثانيه هاست که در آن نقش تو پيداست

þخدايا گر تو درد عاشقي مي کشيدي؛تو هم زهر جدايي را به تلخي مي چشيدي؛تو هم چون من به مرگ آرزوها مي رسيدي؛پشيمون مي شدي از اين که عشق رو آفريدي

 þعشق يعني قطره قطره آب شدن... در وفور اشک يار گريان شدن عشق يعني بر دلي چيره شدن... دست از جان شستن و مجنون شدن عشق يعني در حضور باران طوفان شدن... در کنار قاصدک رقصيدن و پرپر شدن عشق يعني در عميق قلب يار ساکن شدن... بر دامان وي افتادن و بي جان شدن عشق يعني در پي باد رفتن و راهي شدن... از فراز کوه ها بگذشتن و پيدا شدن

 þسرنوشت سه دفعه بهت دروغ ميگه؟ اولين بار وقتي به دنيات مياره دومين بار وقتي عاشقت ميكنه سومين بار هم زندگي رو ازت ميگيره تا بفهمي همش خواب بود و بس

þاي کاش ميدانستم پس از مرگم اولين قطره ي اشک را چه کسي برايم ميريزد و آخرين کسي که منو فراموش ميکند کيست ؟ هروقت كه دل كسي را شكستيد روي ديوار ميخي بكوب تا ببيني كه چقدر دل شكستي هروقت كه دلشان را بدست آوردي ميخي را از روي ديوار بكن تا ببيني كه چقدر دل بدست آوردي اما چه فايده كه جاي ميخ ها بر روي ديوار مي ماند "


نویسنده : علی رودسری
تاریخ : چهارشنبه 1387/01/28
زمان : 16:35


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.